تبليغاتX
۩۞۩ Well Come ۩۞۩
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . -------------------------------------------------------------------------------- تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . -------------------------------------------------------------------------------- روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . -------------------------------------------------------------------------------- يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . -------------------------------------------------------------------------------- نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم" ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . -------------------------------------------------------------------------------- سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !ا گه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه
+ دوست دار شما    sandy | 
سرم را روی زانو میگذارم بیاد تو ستاره میشمارم نگاه کودکم را زیر باران به دست شانه هایت می سپارم
+ دوست دار شما    sandy | 
گرچه غمگينه نگاهم گرچه همنشين آهم ولي خنده رو لبامه حس زندگي باهامه گرچه شعرام يه سرابه يه حباب روي آبه وليكن اين دل خستم پر شور و تب وتابه گرچه شعرام پر غصه است گرچه راه خنده بسته است اما هيشكي نمي دونه ليلي اينجا دلشكسته است همه تو اوج نگاهم فقط غصه رو مي بينن از ميون حرفاي دل غم روزگار مي چينن هيچ كسي اينو نفهميد واسه چي ليلي غمينه واسه چي كنج نگاهش گاهي اشك غم مي شينه همه تو فكر و خيالن مجنون من كجا رفته نمي دونن كي چطوري دل ليلي رو شكسته؟ مگه هر كي ليلي باشه هميشه مجنون باهاشه نمي شه يعني تو دنيا ليلي از مجنون جدا شه همه اينو خوب مي دونين عاشقي حق دلم نيست بهتره ازم نپرسين اگه عشق نيست،درد من چيست؟؟!!
+ دوست دار شما    sandy | 
گرچه غمگينه نگاهم گرچه همنشين آهم ولي خنده رو لبامه حس زندگي باهامه گرچه شعرام يه سرابه يه حباب روي آبه وليكن اين دل خستم پر شور و تب وتابه گرچه شعرام پر غصه است گرچه راه خنده بسته است اما هيشكي نمي دونه ليلي اينجا دلشكسته است همه تو اوج نگاهم فقط غصه رو مي بينن از ميون حرفاي دل غم روزگار مي چينن هيچ كسي اينو نفهميد واسه چي ليلي غمينه واسه چي كنج نگاهش گاهي اشك غم مي شينه همه تو فكر و خيالن مجنون من كجا رفته نمي دونن كي چطوري دل ليلي رو شكسته؟ مگه هر كي ليلي باشه هميشه مجنون باهاشه نمي شه يعني تو دنيا ليلي از مجنون جدا شه همه اينو خوب مي دونين عاشقي حق دلم نيست بهتره ازم نپرسين اگه عشق نيست،درد من چيست؟؟!!
+ دوست دار شما    sandy | 
Dar heiratam az marame in mardome past in mardome zende koshe morde parast
+ دوست دار شما    sandy | 
Barae DiDaNe Baghiye Ax Ha inJa Click KoNiD !
 
+ دوست دار شما    sandy | 
+ دوست دار شما    sandy | 
 

     حق با کسی است که می ایستد وحرکت می کند

در حالت نشسته وسکون گلایه از بی مهری ایام نکنید

                                              ((استادسعیدزاده))

+ دوست دار شما    sandy | 
عاشقانه ها
 
من به تو محتاجم
 
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد 
 
 نشسته ام و به تو می اندیشم
 
  به تویی که محتاجم تا صدایم کنی
 
 به تویی که این این زندگی سیاه رنگ و سیاه بخت رابه سفیدی پاکی آوردی
   
به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون آوردی
 
و طعم خوش عشق را چشاندی آری من به تو محتاجم
 
به تویی که سرتاسر این   زندگی را مدیون توام   
 
   من به تو محتاجم به تویی که اگر اینک هستم برای وجود توست
 
 
 
 
 0
 
 
  ای عزیز ترینم ای امید آخرینم من به تو محتاجم
 
 چقدر ناله ی شبانه سر دهم
 
 چقدر فریاد زنم که من به تو محتاجم این زندگی مرا عذاب میدهد
 
مرا بی تو در گرداب سختی ها غصه ها می اندازد
 
 و من امید بی تو عشقم زیر این غم و غصه ها  مدفون می شوم
 
 ای عزیز ترینم  من به تو محتاجم
 
   به تو عشق ات  ....به نصیحت هایت ..... به خوبی هایت ....
 
آری من به تو محتاجم  
 
 
 
 
0
  تا سفر به شهر آرزو ها کنم من به تو محتاجم تا بفهمم 
 
 زندگی چیست ؟ عشق چیست ؟ محبت چیست ؟
 
 من به  جزتو راهی ندارم
 
 ای عزیزم باز برگرد
 
 
 
 
0
 
 
 
تا دوباره روزهای خوش زندگانی را آغاز کنیم
 
تا دوباره معبودمان برایمان طلوعی عاشقانه سر دهد
 
باز برگرد چون من , امید به تو محتاجم
 
 به تویی که سرتاسر این  زندگی  ,این تار و پود تن , همه مدیون توان
 
  آری من به تو محتاجم .....؟
 
 
 
 
 
خسته ام  از این دنیای به ظاهر زیبا
 
  از این مردم که به ظاهر  صادق و با وفا اند 
 
 خسته ام  از دوری  , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
 
خسته ام از این همه دروغ  و نیرنگ ... خسته ام 
 
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش
 
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام 
 
 
 
0
 
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت
 
در میان دل مردم  نیست همش نیرنگ پیداست
 
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
 
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
 
سفره ی دل مردم همش دروغ است
 
+ دوست دار شما    sandy | 

If you love someone,
Set her free....

اگه عاشق كسي شدي،

بهش نچسب، بزار بره

 

Shakespeare:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, she's yours,
If she doesn't, here's the poison, suicide yourself for her.

شکسپير:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره
اگه برگشت كه ماله توئه
اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!


Optimist:
If you love someone,
Set her free....
Don't worry, she will come back.

خوشبين:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره....
نگران نباش، حتماً بر مي گرده


Suspicious:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, ask her why.

شکاک:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره....
اگه برگشت، ازش بپرس چرا؟


Impatient:
If you love someone,
Set her free....
If she doesn't come back within some time forget her.

ناشکيبا:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن


Patient:
If you love someone,
Set her free....
If she doesn't come back, continue to wait until she comes back.

صبور:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده


Playful:
If you love someone,
Set her free....
If she comes back, and if you love her still,
Set her free again,
Repeat

خوشگذران:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،
دوباره ولش کن بره
دوباره....

C++ Programmer(برنامه نويس C++):
If (you-love (m_she))
m_she.free ()
If (m_she == NULL)
m_she = new CShe;


Animal-Rights Activist:
If you love someone,
Set her free....
In fact, all living creatures deserve to be free!!

فعال دفاع از حقوق حيوانات:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن


Lawyers:
If you love someone,
Set her free....
Clause 1a of Paragraph 13a-1 in the second
Amendment of the Matrimonial Freedom Act clearly states that....

وکلا:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از
" قانون آزادي ازدواج" به طور صريح مي گويد که ... .


Bill Gates:
If you love someone,
Set her free....
If she comes back, I think we can charge her for But tell her that she's also going to get an upgrade.

بيل گيتس:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي نصب مجددش يه هزينه هايي رو پرداخت کنيم
البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه


Biologist:
If you love someone,
Set her free....
She'll evolve.

زيست شناس:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
حتما" متحول مي شه!


Statisticians:
If you love someone,
Set her free…
If she loves you, the probability of her coming back is high
If she doesn't, the Weibull distribution and your relation were improbable anyway.

آمارشناسان:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،
اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله !



Salesman:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, deal!
If she doesn't, so what! "NEXT".

فروشنده:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، قرارداد ببند،
اگه برنگشت، چه خوب، "بعدي!"


Schwarzenegger's fans:
If you love someone,
Set her free …
SHE'LL BE BACK!

طرفداران آرنولد:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
"حتماً بر مي گرده"


Insurance agent:
If you love someone,
Show her the plan....
If she ever comes back, sign her up,
If she doesn't, keep follow up with her and never give up!

نماينده بيمه:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش برنامه رو نشون بده،
اگه برگشت، ثبت نامش کن،
اگه برنگشت، پي گيرش شو و هيچ وقت بي خيال نشو


Physician:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, it's the law of gravity,
If she doesn't, either there's friction higher than the force or the angle of collision between two objects did not synchronize at the right angle.

فيزيکدان:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، اين قانون جاذبه است
اگه برنگشت، يا مقدار اصطکاک بيشتر از نيروي جاذبه است، يا زاويه برخورد بين دو جسم در زاويه مناسب تنظيم نشده.


Mathematician:
If you love someone,
Set her free....
If she ever comes back, 1 + 1 = 2 (peanut!),
If she doesn't, Y=2X-log (0.46Y^2+(cos(52/34X))x 5Y^(- 0.5)c) where c is the infinite constant of no turning point.

رياضيدان:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت که 1+1 = 2 (خيلي ساده اس)
اگه بر نگشت،
Y=2X-log (0.46Y^2+(cos(52/34X))x 5Y^(- 0.5)c)
که c مقدار ثابت زمان بي نهايت بازگشته.


Nowadays' style:
If You Love Someone,
Set it free …
If It Comes Back, It is yours
If It Doesn't, Hunt it down and Kill it...!!! OR
PERHAPS REPORT TO IMMIGRATION THAT SHE/HE IS AN ILLEGAL

مدل امروزي:
اگه عاشق كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگه برگشت، كه مال توئه!
اگه برنگشت پيداش کن و بکشش!! يا به اداره مهاجرت خبر بده که اون مهاجر غير قانونيه


If you love someone
WHY IN THE FIRST PLACE SET
HER FREE???
CARELESS IDIOT!!!

اگه عاشق كسي شدي،
براي چي اصلاً ولش مي کني بره؟؟!!
خنگه خدا!

+ دوست دار شما    sandy | 
براي كسي مي نويسم كه بعد از 8 ماه نتونستم فراموشش كنم
مي دونم اينجا رو مي خوني ، مي دونم بازم مي خوني و مي زاري كنار نامه هاي ديگه ، بخاطر اينه كه مي خوام برات بنويسم
امروز دلم خيلي گرفته ، آسمون دلم طوفاني طوفانيه ، از هر طرف غم و غصه تو دلم سر ريز مي شه ، نمي دونم چرا خدا هرچي غم و غصه است مي ريزه تو دلم ؟ چي كار كنم با اين دل واموندم ؟ هرچي بهش مي گم اون دلش يه جاي ديگه ست مي گه جاي منم تو دل اونه
 
   
مي دونم دلت شكسته مي دونم غم تو دلت نشسته ، نمي خوام نمك بپاشم ، مي خوام مرحمي برات شم ، ولي چيكار كنم كه وقتي دلمو شكستي هيچكي برام مرحم نشد ، اگه مي بيني نمي تونم مرحم خوبي برات باشم همش واسه اينه كه كسي مرحمم نشد .
خسته شدم از اين روزگار ، از اين روزگار بي تو ، پس كي مي آيي ؟ آخه تا كي بايد منتظر باشم ؟ مي دونم بر مي گردي ، مي دونم مال خودمي ، ولي چه كنم كه دلم راضي به اين جدايي نيست .
حرفاي ناگفتني برات خيلي دارم ولي بغضم نمي زاره دلم خالي شه .
بخدا من نمي دونستم غم چيه ؟ غصه چيه ؟ درد چيه ،؟ دوا كدومه ؟ تو يادم دادي درد چيه غصه كدومه
بخدا دريچه قلبمو به روي همه بستم آخه فقط مي خوام تو،  تو دلم باشي ، همه مي گن اون ديگه مال تو نيست ، همه مي گن دلش يه جاي ديگه است ، مي گن كه اون لايق عشق تو نيست  .
 
 
 
بخدا نمي تونم فراموشت كنم تا يه گوشه دنجي مي بينم اشكام ناخداگاه سرريز مي شه آخه همش ياده تو مي افتم
يادته اون روز باروني جايي واسه موندن نداشتيم ؟ دوتا چتر داشتيم و دوتا دل پاك مردم يه گوشه پناه مي بردن ولي پناهگاه ما آسمون بود ، يادته آسمون هم اون روز گريه اش گرفته بود ، آخه مي دونست قراره بين ما جدايي باشه
آره تو راست مي گي فاصله ها بين ما بيداد مي كنه ، بخدا هنوزم منتظرم بيا مرحمي براي دل شكستم شو
  برگرد برگرد برگرد     
دلم ميگيره وقتی نيستی خونه

نميتونه بدون تو بمونه

چشام که جای خاليتو ميبينن

ميبارن آهسته و دونه دونه


وقتی ميری غصه مياد سراغم
 
 

خالی ميشن قابهای روی ديوار

حوصله خودم رو هم ندارم

دلم داره ديوونه ميشه انگار
 


وقتی ميری خونه نداره گرما

گلدون روی طاقچه گل نميده

باز ميبينم ميون باغچه انگار

رنگ گل اقاقيا پريده
 
 
پنجره ها بسته ميشن نباشی

يه وقت نری اسير سايه ها شی

ترانه های شاد و عاشقونه

غمگين و آهسته ميشن نباشی


سياهيا از خونمون نميرن

ستاره ها بهونتو ميگيرن

ماهيای قرمز حوض کاشی

بدون تو دق ميکنن ميميرن


باز دل شب تنگه برای چشمات

باز من ودل داريم آتيش ميگيريم

تو مهربونی آره بر ميگردی

نميذاری من و گلها بميريم
+ دوست دار شما    sandy | 
                                                 
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری
که مثل من اسیر بشه
آواره از خونه بشه
من یه قول بهت میدم
یک روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بکنم
عشقتوخاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم
کسی رو نفرینش کنی
بگو مثل من بشه
زجر جدایی بکشه
 
آخه چه جور دلت اومد
تنهام بذاری و بری
آخه مگه حرفی زدم
 زخم زبونی من زدم
آره همه اش بهونه بود
 مسئله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود
 کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم !!
رها کن این تن منو
الهی صد سال بشه!!
عشق قشنگت عزیزم
+ دوست دار شما    sandy | 

.

 

                                                     به چشمشانت بیاموز

                                      که هر کس  ارزش دیدن ندارد

+ دوست دار شما    sandy | 


 


خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته
از ماه مي پرسم عاشقي يه قفسه يا نفسه
انگار که اين چشماي خيس هر چي ديده ديگه بسه
وقتي که گريه مي کنم سرم رو شونه ي شبه
ستاره ها رو ميشمرم نگام توخونه ي شبه
مي خوام که باد از تو بگه که از همه دنيا سري
بياي و مثل آرزو بموني از پيشم نري
تو رو بهونه مي کنم ترانه هام جون بگيره
رگاي خشک زندگيم با عشق تو خون بگيره
خيلي دلم تنگه ولي نبودنت حقيقته
آخه آرزوي دل داشتن يک دقيقته

 مترسك به آسمان نگريست . آخرين پرستو هم از نظرش ناپديد شد . باد تندي وزيد و پوشالهاي تنش را با خود برد ، اما قلبش را محكم به خود فشرد آخر پرستوي كوچك به او قول داده بود كه باز مي گردد پس بايد منتظرش مي ماند . چه احساس خوبي چون اين اولين بار بود كه حس مي كرد كسي به فكر اوست كسي كه مغز پوشالي ، كت پاره و چهره ي ناموزونش را دوست داشت . نام اين احساس چه بود. ديروز شنيده بود كه پسر كشاورز به دختري كه آمده بود از لب چشمه آب ببرد گفته بود : دوستت دارم . ديروز معني اين لغت را نفهميده بود اما حالا گويي تك تك واجهاي آن برايش معني داشت . دو باره تكرار كرد : پرستو دوستت دارم

+ دوست دار شما    sandy | 

انتظار

واژه غريبي است
واژه اي كه روزها يا شايدم ماههاست كه با آن خو گرفته ام
كه چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداي من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو؟ نمي دانم
شايد كه روزي بخوانند بر تو عشق مرا....
مي دانم روزي خواهي آمد مي دانم...
گريان نمي مانم خندانم
براي ورودت اي
عشق
وقتي به يادت مي افتم. به ياد خاطراتت...
نامه هايت را مرور مي كنم  نه يك بار بلكه صدها بار
وجودم را سراسرعشق فرا مي گيرد
واشك شوق برگونه هايم روانه مي شوند
تنها مي گويم هميشه درقلب مني...
مي دانم كه باز خواهي گشت............ميدانم

+ دوست دار شما    sandy | 


 


در آسمان قلب من ستاره گريه مي كند


دل بهانه گير من دوباره گريه مي كند


نسيم خاطرات توسري به خانه مي زند


   زخانه ي نگاه من غمت جوانه مي زند


تو موج ميشوي ومن سكوت ساحلي غريب


        توآبي وپرازصداومن شمايلي عجيب


تو حرف مي زني ومن دوباره گوش مي كنم


اگرچه در درون خويش كمي خروش مي كنم


ولي تو موج هستي ومنم كه ساحل توام


توحرف غرشي ومن كلام بي صداي غم


ودوست دارم آشنا همين غرورسبز را


همين كه كرده عشق راغريبه نام آشنا


پس انتظارمي كشم كه باز مهربان شوي


تومهربان شعر من بيا كه قهرمان شوي


به يادآن شبي كه تو به قلب من سري زدي


وبا پرنده  دلت تو باغ من پري زدي


من آشيانه ساختم براي چشمهاي تو


و قطره ها نشانده ام به پاي چشمهاي تو


هنوز بهترين من كلام اول مني


در انتهاي آرزوسلام اول مني

+ دوست دار شما    sandy | 

 

 

 

 

 دلشکسته ... ... 

 

 

رفتی  طوری که انگار عشقی  وجود نداره 

 

رفتی  و  مرا  با  خاطره های  غم عشق  تنها  گذاشتی

 

رفتی  بدون  اینکه  بهم  بگی  که میروی

 

هیچ وقت  نگفتی  که پیشت می مونم

 

هیچ  وقت  نگفتی   که  دوست  دارم

 

رفتی  اما  اینو بدون که من  نیز می روم

 

تو پیش  دیگری  رفتی  اما  من  به آغوش  مرگ  می روم

 

آری آغوش  مرگ

 

مرگ  در  انتظار من است  تا  به  سوی  او  روم

 

عشق  تو  دروغی  بیش  نبود 

 

رفتی  ... تنها ماندم

 

تو  برای  من  فقط  اشک  دوریت  را به یادگار  گذاشتی

 

هیچ  وقت  نفهمیدی  عشق منو  ... چرا  چرا ؟

 

چشم های بی قرار  من   همیشه  در  انتظار  تو  خواهد  ماند

 

  تا  که روزی بیایی و  این  دل شکسته  را  نیز  با  خود ببری

 

 

 

 

 

 

... عشق ...

 

 

عشق باعث آرامش قلبه ، عشق دل شکسته در انتظار محبته

 

امروز عزیزم من عشقو در چشم های تو دیدم

 

عشق سر شار از مستی و میل و آرزوست ، تو اینو نمی دونی

 

تنها کسانی که عاشق هستند می تونن بفهمن عشق چه جوریه و چه لذت خوبی داره

 

در عشق دیدارهای بی پروا و همچنین غم دوری و جدایی  نیزهست

 

عشق سر شار از وفاداریه و همچنین در اون بی وفاییهم وجود داره

 

از وقتی که عاشق شدیم دیوانه و کشته  عشق  شدیم

 

عشق به طور کامل اختیار قلبتو در دست می گیره

 

دلشکسته در انتظار محبته 

 

در عشق حقیقت نهفته است و همچنین داستانهای  خیالی  هم در  اون  وجود  داره

 

بر  روی لبهای  عاشق همیشه لبخند اما چشم هایش  پر از اشکه

 

در عشق هم بی قراری و اشتیاق فراوان هست و هم آرام و قرار

 

کسی که در بازی عشق برنده می شه در عین حال پیروز است  هم شکست خورده

 

پروانه هم به خاطر عشق در شعله شمع می سوزد

 

عشق دل رو بی قرار میکنه

 

عاشق رو منتظر میزاره ، قلبشو  ناراحت می کنه

 

عشق همچون پرواز خیالی است که فقط  در  رویا  وجود  داره

 

عشق همیشه دلتنگه  تا  روزی  مجنون آن برگرده

 

عاشق  همیشه  منتظره ، منتظره تا به معشوقش برسه

 

عشق  قلب رو بی قرار می کنه

 

 

 

 

 

 

 

... شاید ...

 

آیا من ؟!

به لحظه ای باز می گردم که با تو باشم

آیا تو وداع می گویی ، اهمیتی ندارد چگونه به سختی تلاش کردم

من نمی توانم بدون تو زندگی کنم ، زنده بمانم

شاید بگویی که هنوز خواهان من هستی

شاید بگویی که نمی خواهی

شاید ما بر زبان نمی آوریم که تمام شد

من نمی توانم بگذارم که تو بروی

در این اطراف گام بر می داشتم ، نمی توانستم در یابم

ما کجا اشتباه کردیم و نمی توانم ادعا کنم

من نبودم

آنچه تو از دست دادی نبود فراتر از آن ، که از دست ندهی

چیزی نیست که من بتوانم بپذیرم

هنگامی که به سوی تو می آیم

به من می گویی که بسیار دیر کردم

شاید بگویی که هنوز خواهان من هستی

...

 

... غم ...

 

ای یار غم دیده نداری خبر از من

در گردش ایام چه آمد بر سر من

 

من تازه گلی  بودم اندر چمن عشق

نشکفته فرو ریخت فلک بال و پر من

 

نمی گویم سحر می خواهم از تو

نگاهی شعله ور می خواهم از تو

 

برای شرح دلتنگی ام  امشب

مجال مختصر می خواهم از تو

 

 

 

 

 

چشمهایت بسته باشد یا باز .

 

همیشه کسی را که  دوست داری پیش رو خواهی داشت و خواهی دید .

 

عشق من چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه اتفاق می افتد .

 

امروز بگذار کسی را که چنین در حال مردن است ، ببینم .

 

بگذار ببینم که عشق چگونه اتفاق می افتد .

 

از زمانی که رویاهایم را تغییر دادم ، از فکر کردن به هر چیز دیگری دست کشیده ام .

 

و از زمانی که عاشق او شده ام ، احساس می کنم که خودم را در کنار او از دست داده ام .

 

وقتی تو عاشق هستی ، نه بیداری و نه در خواب .

 

چه طور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .

 

آیا جادوی اوست که تو را در بند گرفته است .

 

اما همه این ها به خاطر چیزی است که خداوند بر ایمان مقرر کرده است .

 

چه کسی می تواند تعیین کند چه شخصی در چه زمانی مسافر این مسیر خواهد شد .

 

و تو فقط زمانی که به کسی برسی که اسمش به روی قلبت حک شده ، عاشق خواهی شد .

 

چطور می توانم به تو بگویم که عشق چگونه است .

 

چشم هایت باز  باشد یا بسته تو همیشه در رویای او خواهی بود .

+ دوست دار شما    sandy | 

 

 

I were a flower opening up my petals lif ,  when I am with you it is as if

آن گاه که با توام،                         

چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند.

when I am with you it is as if , I were the waves of the ocean

آن گاه که با توام،   چون امواج دریا هستم

against the shore crashing strongly ,

که توفنده وسرکش بر ساحل می کوبد.

when I am with you it is as if , I were the rainbow after the strom proudly showing my colors

آن گاه که با توام، رنگین کمانی بعد از توفانم، که پر غرور رنگها یش را نشان می دهد.

 

when I am with you it is as if , Everything that is beauiful surrounds us

 

آن گاه که با توام، گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است

 

This is just a very small part of how wonderful I feel

 

این ها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.

 

when I am with you it is as if , Maybe the word love was , invented to explain the deep all encompassing feelings That I have for you

 

آن گاه که با توام، شاید واژه عشق را ساخته اند  تا احسا سی چنان عمیق و هزار سو را بیان کند.

 

but somehow it is not strong enough But since it is the best word that there is Let me tell you a thousand times that I love more than Love

 

اما باز هم این واژه کافی نیست. با این همه چون هنوز بهترین است بگذار بگویم و باز بگویم که بیش از عشق

 

 

 

 

 

 

                                         

+ دوست دار شما    sandy | 

وقتي يک دختر حرفي نميزند

   
 

ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 

 

وقتي يک دختربحث نميکند

   
 

عميقا مشغول فکر کردن است
 

 

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

   
 

يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
 

 

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

   
 

يعني اصلا حال خوبي ندارد
 

 

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

   
 

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 

 

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

   
 

آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
 

 

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

   

 

توجه تو را طلب مي کند
 

 

وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

   

 

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 

 

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

   

 

يعني واقعا دوستت دارد
 

 

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

   

 

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
 

 

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

   

 

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
 

   

 






 

وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        

 

 

 

حرفي براي گفتن ندارد
 

 

وقتي يک پسر بحث نميکند

 

 

 

حال وحوصله بحث کردن ندارد
 

 

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند

 

 

 

يعني  واقعا گيج شده است
 

 

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 

 

 

 

 يعني واقعا حالش خوبه  
 

 

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

 

 

 

دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
 

 

وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.

 

 

 

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
 

 

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند

 

 

 

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
 

 

وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد

 

 

 

 بدون که براي همه "فوروارد" کرده
 

 

 وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

 

 

 

دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]
 

 

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند

 

 

 

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

+ دوست دار شما    sandy | 
 

SANDY

 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش

واو یکریز

وپی درپی دم گرم و چموشش را سخت در گلویم بفشارد

وخواب خفتگان خفته راآشفته تر سازد

وبشکند این سکوت مرگبارم را

+ دوست دار شما    sandy | 
      

 

SANDY

 یادمان باشد از امروزخطایی نکنیم

     گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم

                 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

                         طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم

+ دوست دار شما    sandy | 
SANDY

                           زندگی چون گل سرخ است

                   پراز برگ پراز خارو پراز عطر لطیف

                            یادمان باشد اگر گل چیدیم

                            خارو عطروگلبرگ هرسه

                            همسایه دیوار به دیواره هم اند

+ دوست دار شما    sandy | 
sandy            پرسید به خاطر که زنده هستی؟

 بااین که دوست داشتم داد به زنم

به خاطر تو

گفتم به خاطر هیچ کس

پرسید به خاطر چه زنده هستی ؟

با این که دوباره می خواستم داد به زنم

به خاطر تو

گفتم به خاطر هیچ چیز

پرسیدم تو به خاطر چه زنده هستی؟

گفت:به خاطر کسی که به  خاطر هیچ چیز زنده هست

 

+ دوست دار شما    sandy | 
sandy

            بهر یک گل باغبان منت از صد خار می باید کشید

+ دوست دار شما    sandy | 

 

                        در كارگه كوزه گري رفتم دوش

                       ديدم دو هزار كوزه گويا وخموش

                        فرياد برآورد يكي كوزه خروش

                    كو كوزه گر كوزه خرو كوزه فروش

+ دوست دار شما    sandy | 

sandy

      هنر آن نيست كه شمع وگل وپروانه شوي

        هنر آن است كه پروانه شدي درك كني

+ دوست دار شما    sandy | 

 

               SANDY

                                غروبه عاشقان رنگش طلایست

                                             اگرچه آخرش طعم جدایست

+ دوست دار شما    sandy | 

             

             SANDY 

                   سوزد وافروزد وخاموش شود

             آنکه چون شمع بخندد به شب تار کسی

              عاقبت دست درآغوش نگارش ببرند

              آنکه یک بوسه ستاند زه لب یار کسی

+ دوست دار شما    sandy | 

اشکی در گذرگاه تاریخ

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
ازهمان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود
ازهمان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسباب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت


 

+ دوست دار شما    sandy | 

sandy

                        بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی

                          دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی

                          ما وفا کردیم و یاران قدرها نشناختند

                         کور باد آن دیده حق ناسپاس دوستی

+ دوست دار شما    sandy | 
 
First page
Email
Archive
Sandy

نوشته های پیشین
آذر 1386
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
موزیک



نویسندگان
sandy
sandy

Hack&Bo0ot

karate

موزيك

گالري عكس

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

پیوندها
photo gallery
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

sajjad